هر فکری که در ذهنت می‌آید، حقیقت نیست

هر فکری که در ذهنت می‌آید، حقیقت نیست

گاهی انسان صبح از خواب بیدار می‌شود و هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، اما ذهنش شروع می‌کند به ساختن ترسناک‌ترین سناریوها:
در این چند سال چه کاری انجام دادی؟
چرا پیشرفت نکردی؟
آینده‌ات چه خواهد شد؟
اگر مشکلاتت حل نشوند چه؟

این افکار می‌توانند آن‌قدر تکرار شوند که به یک برنامه همیشگی در ذهن تبدیل شوند؛ برنامه‌ای که هر روز با ما بیدار می‌شود، حالمان را بد می‌کند و به‌تدریج این باور را در ما به وجود می‌آورد که انسانی مضطرب، ناتوان یا شکست‌خورده هستیم.

این فایل از گفت‌وگویی واقعی با یکی از دوستانم شکل گرفت؛ دوستی که پس از مهاجرت، مدت‌ها بود صبح‌ها با نگرانی، تپش قلب و ترس از آینده بیدار می‌شد. او تصور می‌کرد هیچ پیشرفتی نکرده و آینده‌اش نامعلوم و ترسناک است.

در این فایل درباره این موضوع صحبت می‌کنم که چرا باید میان احساسات موقت خود و هویت واقعی‌مان تفاوت قائل شویم.

اینکه گاهی احساس نگرانی، ترس، ناراحتی یا اضطراب می‌کنیم، لزوماً به این معنا نیست که باید خودمان را با این احساسات تعریف کنیم. احساسات می‌آیند و می‌روند، اما زمانی که به خودمان برچسب می‌زنیم و بارها می‌گوییم «من یک انسان مضطربم»، «من افسرده‌ام»، «من نمی‌توانم» یا «مشکل من قابل حل نیست»، ممکن است به‌تدریج همان برچسب را به بخشی از هویت خود تبدیل کنیم.

یکی از اساسی‌ترین نکاتی که در این فایل درباره‌ی آن صحبت می‌کنم این است که ما با افکار و باورهای تکرارشونده‌ی خود، مسیر زندگی‌مان را شکل می‌دهیم. هر فکری که بارها در ذهن ما تکرار می‌شود، به‌تدریج به یک باور تبدیل می‌شود و این باور بر احساسات، تصمیم‌ها، رفتارها و انتخاب‌های ما تأثیر می‌گذارد. اگر دائماً به شکست، کمبود، ترس، بیماری، ناتوانی و آینده‌ای تاریک فکر کنیم، ناخودآگاه دنیا را از همان زاویه می‌بینیم، تصمیم‌هایی هماهنگ با همان افکار می‌گیریم و بیشتر در موقعیت‌هایی قرار می‌گیریم که نتیجه‌ی آن باورها را در زندگی‌مان تقویت می‌کنند. به همین دلیل، افکار ما فقط جملاتی گذرا در ذهن نیستند؛ آن‌ها می‌توانند به الگوهایی تبدیل شوند که کیفیت روابط، شرایط مالی، سلامتی، آرامش و نتایج کلی زندگی ما را تحت تأثیر قرار دهند.

اگر می‌خواهیم آینده‌ی متفاوتی را تجربه کنیم، باید پیش از هر چیز نحوه‌ی فکرکردن خود را تغییر دهیم و کنترل دقیق‌تری بر افکاری که وارد ذهنمان می‌شوند داشته باشیم. یک فکر منفی در ابتدا ممکن است بسیار ضعیف باشد، اما اگر آن را باور کنیم، بارها تکرارش کنیم و برایش دلیل و تصویر بسازیم، به‌تدریج مومنتوم می‌گیرد و متوقف‌کردنش دشوارتر می‌شود. بنابراین باید همان لحظه‌ای که فکر ترس، شکست، ناامیدی یا ناتوانی وارد ذهنمان می‌شود، آن را بررسی کنیم، با منطق به آن پاسخ بدهیم و اجازه ندهیم به یک جریان قدرتمند ذهنی تبدیل شود. آینده‌ی متفاوت از افکار متفاوت شروع می‌شود؛ هرچه آگاهانه‌تر افکار سازنده، ایمان‌بخش و هماهنگ با خواسته‌های خود را پرورش دهیم، زمینه‌ی تجربه‌کردن اتفاقاتی را فراهم می‌کنیم که با همان افکار و باورها هماهنگ هستند.

هر فکری که وارد ذهن ما می‌شود، الزاماً حقیقت نیست.

ذهن ممکن است گذشته را به شکلی دردناک مرور کند، آینده را وحشتناک نشان دهد و تمام پیشرفت‌ها، توانایی‌ها و نعمت‌های زندگی ما را نادیده بگیرد. ممکن است یک مشکل کوچک را به یک فاجعه بزرگ تبدیل کند و از یک اتفاق ساده، سناریویی آخرالزمانی بسازد.

اما ما ذهنمان نیستیم. ما کسی هستیم که می‌تواند افکارش را مشاهده کند، آن‌ها را بررسی کند و تصمیم بگیرد که کدام فکر ارزش باور کردن دارد.
یکی از مهم‌ترین راهکارهایی که در این فایل درباره آن صحبت می‌کنم، استفاده از منطق در برابر افکار منفی است.
وقتی ذهن به شما می‌گوید:
«در این چند سال هیچ کاری نکردی»،
از خودتان بپرسید:
آیا واقعاً هیچ پیشرفتی نداشته‌ام؟
چه مهارت‌هایی یاد گرفته‌ام؟
از چه مشکلاتی عبور کرده‌ام؟
چه تجربه‌هایی کسب کرده‌ام؟
چقدر خودم را بهتر شناخته‌ام؟
چه شجاعت‌هایی به خرج داده‌ام؟
چه درهایی در گذشته به روی من باز شده است؟

ممکن است هنوز به تمام اهداف خود نرسیده باشیم، اما این موضوع با «هیچ پیشرفتی نکردن» تفاوت بسیار زیادی دارد.

ذهن منفی معمولاً فقط بخش‌هایی را می‌بیند که باعث ترس، ناامیدی و احساس ناتوانی می‌شوند. در حالی که نگاه واقع‌بینانه یعنی هم مشکلات را ببینیم و هم توانایی‌ها، پیشرفت‌ها، فرصت‌ها، نعمت‌ها و هدایت‌هایی را که در زندگی دریافت کرده‌ایم.

در این فایل همچنین درباره ترس از آینده صحبت می‌کنم.

وقتی ذهن شما را از آینده می‌ترساند، به گذشته خود نگاه کنید. روزهایی را به یاد بیاورید که تصور می‌کردید همه‌چیز تمام شده است، اما در نهایت راهی باز شد، کسی وارد زندگی شما شد، ایده‌ای به ذهنتان رسید، فرصتی ایجاد شد یا خداوند شما را از مسیری هدایت کرد که قبلاً نمی‌توانستید آن را ببینید.

همان خدایی که در گذشته شما را هدایت کرده، همچنان قادر است درهای جدیدی را به روی شما باز کند.

نگرانی درباره آینده نه‌تنها آینده را بهتر نمی‌کند، بلکه انرژی، تمرکز و قدرت تصمیم‌گیری امروز ما را نیز کاهش می‌دهد. وقتی ذهنمان را با ترس از اتفاقاتی که هنوز رخ نداده‌اند درگیر می‌کنیم، ممکن است توان انجام کارهایی را که امروز می‌توانیم انجام دهیم از دست بدهیم.

موضوعاتی که در این فایل درباره‌ی کنترل افکار، پاسخ‌دادن منطقی به نجواهای منفی ذهن، تغییر افکار تکرارشونده، اعتماد به هدایت خداوند و قرارگرفتن در مسیر درست زندگی شنیدید، به‌صورت بسیار مفصل‌تر و همراه با توضیحات، مثال‌ها و تمرین‌های کاربردی در دوره‌ی هم‌جهت با جریان خداوند آموزش داده شده‌اند.

همچنین مباحث مربوط به مقایسه‌کردن خود با دیگران، احساس شکست و ناتوانی، برچسب‌هایی که به خودمان می‌زنیم، شناخت ارزش واقعی خود و تقویت احساس شایستگی، به‌صورت عمیق و ریشه‌ای در دوره‌ی احساس لیاقت بررسی شده‌اند.

اگر احساس می‌کنید افکار منفی، ترس از آینده، مقایسه با دیگران یا احساس کافی‌نبودن بارها در زندگی شما تکرار می‌شوند، این دو دوره می‌توانند به شما کمک کنند تا ریشه‌ی این افکار را بهتر بشناسید، باورهای سازنده‌تری در ذهن خود ایجاد کنید و با ایمان، آرامش و اطمینان بیشتری در مسیر زندگی حرکت کنید.

پیام اصلی این فایل این است:
ممکن است یک فکر منفی وارد ذهن شما شود، اما مجبور نیستید آن را باور کنید.
ممکن است احساس ترس کنید، اما ترس هویت شما نیست.
ممکن است امروز شرایط نامعلومی داشته باشید، اما این به معنای تاریک‌بودن آینده شما نیست.
شما می‌توانید افکارتان را بررسی کنید، با منطق به آن‌ها پاسخ دهید، پیشرفت‌های خود را ببینید، از مقایسه‌کردن خود با دیگران فاصله بگیرید و بار دیگر ذهن خود را در مسیر ایمان، آرامش و اعتماد به هدایت خداوند قرار دهید.

پس از مشاهده این فایل، تجربه و دیدگاه خود را در بخش نظرات بنویسید. آیا شما هم تاکنون متوجه شده‌اید که یک فکر منفی، فقط به‌دلیل تکرار فراوان، در ذهنتان به یک حقیقت تبدیل شده باشد؟ برای تغییر آن چه کاری می‌توانید انجام دهید؟

فایل‌های این مطلب

ویدیو: دانلود فایل 275 / 33
دانلود ویدیو
صوت: دانلود فایل 12 / 33
دانلود صوت