اقدام مهمی را که می‌دانم به بهبود کسب و کارم کمک می‌کند ولی آن را انجام نمی‌دهم

اقدام مهمی را که می‌دانم به بهبود کسب و کارم کمک می‌کند ولی آن را انجام نمی‌دهم

نکته: اگر فایل صوتی و یا تصویری برای شما پخش نشد لطفاً با اکانت خود وارد سایت شده و در منوی بالا سمت راست وارد اتاق شخصی خود شده و سپس به قسمت پروفایل شخصی من رفته و در آن قسمت گزینه سرور دانلود منتخب را بر روی سرور اروپا تنظیم کنید و در نهایت دکمه ذخیره تغییرات را بزنید.

فایل لایو استاد عباس منش در یوتیوب. برای عضویت در کانال استاد عباس منش در یوتیوب و حضور در لایوهای بعدی استاد بر روی لینک زیر کلیک کنید.

https://www.youtube.com/user/ABASMANESH

در این لایو، درباره یکی از مهم‌ترین پایه‌های موفقیت در کسب‌وکار صحبت شد؛ یعنی ذهنیت، باورها و الگوهای پنهانی که یا باعث رشد یک بیزینس می‌شوند یا دقیقاً همان نقطه‌ای هستند که جلوی رشد آن را می‌گیرند.

زیبایی این گفت‌وگوی زنده در این بود که دوستان از نقاط مختلف دنیا در آن حضور داشتند و با جواب‌هایی که در همان لحظه به سؤال‌ها دادند، خیلی شفاف‌تر مشخص شد که پشتِ رفتارهای ما در کسب‌وکار، چه ترس‌ها، چه باورها و چه الگوهای فکری‌ای قرار دارد. خودِ فضای لایو هم دقیقاً برای همین فوق‌العاده است؛ چون وقتی سؤال مطرح می‌شود و آدم‌ها همان لحظه از درون خودشان جواب می‌دهند، خیلی چیزها آشکار می‌شود که شاید در یک آموزش یک‌طرفه به این وضوح دیده نشود.

موضوع اصلی این جلسه این بود که چرا دو نفر می‌توانند تقریباً در یک شرایط مشابه، در یک شهر، در یک کشور، با یک سرمایه اولیه نزدیک به هم، یک نوع کسب‌وکار را شروع کنند، اما بعد از چند سال، نتایجشان از زمین تا آسمان با هم فرق داشته باشد.

یکی رشد می‌کند، گسترش پیدا می‌کند، درآمدش چند برابر می‌شود و شخصیتش بزرگ‌تر می‌شود؛ اما دیگری یا درجا می‌زند، یا فرسوده می‌شود، یا حتی پسرفت می‌کند. اینجاست که انسان باید متوجه شود عامل اصلی فقط نوع کسب‌وکار، کشور، شهر، بازار یا سرمایه اولیه نیست؛ بلکه آن چیزی که در عمق ذهن انسان جریان دارد، یعنی نگاه او، باورهای او، تفسیر او از مسائل، کیفیت تصمیم‌های او و احساساتی که در لحظه‌های مهم تجربه می‌کند، نقش تعیین‌کننده‌تری دارد. دقیقاً به همین دلیل، این لایو فقط درباره «کارهای بیرونی» نبود؛ درباره ریشه‌های درونی موفقیت و عدم موفقیت بود.

محور اصلی این لایو، یک سؤال بسیار کلیدی بود: «چه کاری هست که من می‌دانم باید برای پیشرفت بیزینسم انجام بدهم، اما مدت‌هاست آن را انجام نمی‌دهم؟»

همین یک سؤال، اگر انسان با خودش صادق باشد، می‌تواند پرده را از روی بخش بزرگی از موانع رشد کنار بزند. چون بسیاری از ما واقعاً نمی‌توانیم بگوییم نمی‌دانیم چه باید بکنیم. اغلبِ ما می‌دانیم. می‌دانیم باید روی فروش بهتر کار کنیم، می‌دانیم باید بیشتر دیده شویم، می‌دانیم باید فالوآپ کنیم، می‌دانیم باید وب‌سایت‌مان را راه بیندازیم، می‌دانیم باید مهارت‌مان را افزایش دهیم، می‌دانیم باید نظم بیشتری ایجاد کنیم، می‌دانیم باید یک کار مهم را که مدت‌ها عقب افتاده بالاخره تمام کنیم. مسئله این نیست که نمی‌دانیم؛ مسئله این است که چرا با اینکه می‌دانیم، انجام نمی‌دهیم.

نکته بسیار مهمی که در این جلسه روشن شد این بود که خیلی وقت‌ها چیزی که ما اسمش را تنبلی می‌گذاریم، در واقع تنبلی نیست.

مسئله، کم بودن انگیزه است؛ و پشت کم بودن انگیزه هم معمولاً یک یا چند باور اشتباه نشسته است. وقتی انسان واقعاً مطمئن باشد که یک اقدام مشخص، نتیجه‌ای روشن و مطلوب برای او می‌سازد، معمولاً راحت‌تر دست به عمل می‌زند. اما وقتی در عمق ذهنش شک دارد، وقتی از نتیجه می‌ترسد، وقتی از قضاوت دیگران نگران است، وقتی از شکست، از دیده شدن، از رد شدن، از پیچیدگی مسیر، از بزرگ شدن کار، از مسئولیت بیشتر، از ناشناخته‌ها یا حتی از خودِ موفقیت می‌ترسد، آن وقت دست نگه می‌دارد، تعویق می‌اندازد و بعد اسمش را می‌گذارد تنبلی. در حالی که ماجرا خیلی عمیق‌تر از این است.

لایه‌های پنهان

بعضی‌ها نوشتند از بزرگ شدن کسب‌وکارشان می‌ترسند. بعضی‌ها گفتند اگر کار خیلی بزرگ شود، نمی‌دانند چطور باید آن را مدیریت کنند. بعضی‌ها متوجه شدند از دیده شدن، از قضاوت دیگران یا از جواب رد شنیدن می‌ترسند. بعضی‌ها گفتند اگر تنها باشند، کار را جلو نمی‌برند و نیاز دارند کسی کنارشان باشد. بعضی‌ها از ورود به ناشناخته‌ها می‌ترسیدند. بعضی‌ها درگیر این باور بودند که اگر خیلی موفق شوند، شاید از خانواده فاصله بگیرند یا رابطه‌ها آسیب ببیند. بعضی‌ها از رقبا می‌ترسیدند و این سؤال را داشتند که وقتی افراد زیادی همین کار را انجام می‌دهند، چرا باید مردم سراغ من بیایند. بعضی‌ها هم درگیر این باور بودند که اگر مسیر خیلی آسان شود، انگار دیگر آن موفقیت ارزشمند نیست. این‌ها همه مثال‌هایی از همان ترمزهای ذهنی هستند که تا شناخته نشوند، بارها و بارها رفتار انسان را کنترل می‌کنند.

ارزش واقعی این جلسه دقیقاً در همین بود که موضوع را از سطحِ رفتار به عمقِ باور برد. یعنی به‌جای اینکه فقط بگوییم «باید منظم‌تر باشی»، «باید بیشتر تلاش کنی»، «باید پیگیرتر باشی»، سؤال اصلی این شد که: چه فکری در ذهن من هست که باعث می‌شود این کار را انجام ندهم؟ چه احساسی در من ایجاد می‌شود که از این اقدام فرار می‌کنم؟ و چه باوری باید تغییر کند تا این اقدام، از یک کار سنگین و ترسناک، به یک حرکت طبیعی و ممکن تبدیل شود؟ این نقطه، همان جایی است که رشد واقعی آغاز می‌شود. چون وقتی باور درست‌تر شکل می‌گیرد، احساس تغییر می‌کند؛ وقتی احساس تغییر می‌کند، رفتار هم راحت‌تر تغییر می‌کند؛ و وقتی رفتار تغییر می‌کند، نتایج تازه‌ای در زندگی و بیزینس ظاهر می‌شود.

 تمرین جدی خودشناسی:

تمرینی برای اینکه هرکدام از ما از خودمان بپرسیم: من دقیقاً از چه چیزی فرار می‌کنم؟ از اقدام؟ یا از احساسی که آن اقدام در من ایجاد می‌کند؟ من با کدام باور اشتباه، خودم را متوقف کرده‌ام؟ آیا واقعاً نداشتن وقت، نداشتن سرمایه، نداشتن شرایط یا نداشتن امکانات مانع من است؟ یا در خیلی از موارد، این نوع نگاه من است که به مانع، قدرت داده است؟

وقتی انسان این را بفهمد، تازه می‌تواند مسئولیت واقعی رشدش را به دست بگیرد. چون تا زمانی که مانع را فقط بیرون از خودش ببیند، قدرت تغییر کمی خواهد داشت؛ اما وقتی بفهمد بخش بزرگی از ماجرا در ذهن، باور، تفسیر و احساس اوست، آن وقت مسیر تحول باز می‌شود.

به همین دلیل، از شما می‌خواهیم این جلسه را فقط نشنوید، بلکه با آن کار کنید. لطفاً در قسمت کامنت‌ها فقط یک جواب کلی و کوتاه ننویسید. این سؤال‌ها طراحی شده‌اند تا شما خودتان را بهتر ببینید، ترمزهای ذهنی‌تان را شناسایی کنید و دقیق‌تر متوجه شوید که چه چیزی بین شما و رشد کسب‌وکارتان فاصله انداخته است. هرچقدر جواب‌ها صادقانه‌تر، جزئی‌تر و واقعی‌تر باشند، هم برای خود شما روشن‌کننده‌تر خواهند بود و هم برای دیگرانی که پاسخ‌ها را می‌خوانند، بسیار آموزنده‌تر می‌شوند. خودِ استاد هم در این لایو تأکید کردند که دیدن جواب‌های دیگران می‌تواند به شکل‌گیری باورهای درست‌تر کمک زیادی کند.

سؤال اول: چه کاری را می‌دانم که اگر در کسب‌وکارم انجامش بدهم، رشد بسیار خوبی ایجاد می‌شود، اما مدت‌هاست آن را انجام نمی‌دهم؟
این سؤال برای این است که از کلی‌گویی خارج شوید و دقیقاً به «اقدام معوقه» برسید؛ همان کاری که می‌دانید مهم است، اما به تعویق افتاده. لطفاً خیلی دقیق جواب بدهید. نگویید «باید بهتر شوم» یا «باید بیشتر کار کنم». بنویسید دقیقاً چه کاری. مثلاً: باید فالوآپ مشتریان را شروع کنم. باید صفحه کسب‌وکارم را در شبکه‌های اجتماعی فعال کنم. باید وب‌سایت را راه‌اندازی کنم. باید روی استخدام نیروی مناسب اقدام کنم. باید فروش را یاد بگیرم. باید کیفیت محصولم را ارتقا بدهم. هرچه دقیق‌تر بنویسید، ریشه‌یابی هم دقیق‌تر می‌شود.

سؤال دوم: وقتی به انجام این کار فکر می‌کنم، چه احساس یا چه فکری در من ایجاد می‌شود که باعث می‌شود آن را عقب بیندازم؟
این سؤال کمک می‌کند از ظاهر رفتار عبور کنید و به ریشه احساسی و ذهنی ماجرا برسید. آیا ترس از قضاوت است؟ آیا ترس از شکست است؟ آیا ترس از موفقیت است؟ آیا احساس می‌کنید کار خیلی پیچیده است؟ آیا فکر می‌کنید هنوز آماده نیستید؟ آیا از نه شنیدن، دیده شدن، بزرگ شدن، مسئولیت بیشتر یا ناشناخته‌ها می‌ترسید؟ اینجا لازم نیست جواب زیبا بنویسید؛ لازم است جواب واقعی بنویسید. چون تا وقتی ریشه پنهان شناخته نشود، رفتار هم به‌صورت پایدار تغییر نمی‌کند.

سؤال سوم: پشت این ترس یا تعویق، چه باوری در من وجود دارد؟
این سؤال برای رسیدن به باور پنهان است. مثلاً ممکن است به این باور برسید که «اگر بیشتر دیده شوم، قضاوت می‌شوم»، «اگر خیلی موفق شوم، زندگی‌ام سخت‌تر می‌شود»، «اگر کسب‌وکارم بزرگ شود، از پسش برنمی‌آیم»، «اگر اقدام کنم و نتیجه نگیرم، یعنی به اندازه کافی خوب نیستم»، «اگر رقبای زیادی هستند، پس جایی برای من نیست»، «اگر پول زیاد بسازم، از عزیزانم فاصله می‌گیرم»، «اگر کار راحت پیش برود، پس ارزش ندارد». دقیقاً اینجا نقطه‌ای است که باید کلنگ را برداشت و باور نامناسب را دید؛ چون تا آن را نبینیم، نمی‌توانیم پاکسازی‌اش کنیم.

سؤال چهارم: اگر این باور محدودکننده را کنار بگذارم، چه باور درست‌تری می‌تواند جای آن را بگیرد؟
این سؤال کمک می‌کند فقط در مرحله شناسایی نمانید و آرام‌آرام به سمت بازسازی ذهنی بروید. مثلاً به‌جای «اگر دیده شوم قضاوت می‌شوم»، می‌توان نوشت: «دیده شدن، مسیر خدمت بیشتر و اثرگذاری بیشتر من است.» یا به‌جای «اگر کارم بزرگ شود از پسش برنمی‌آیم»، می‌توان نوشت: «من با رشد تدریجی، هدایت الهی و یادگیری، ظرفیت مدیریتِ بزرگ‌تر را هم پیدا می‌کنم.» یا به‌جای «اگر رقبا زیادند، پس جایی برای من نیست»، می‌توان نوشت: «وقتی من کارم را با کیفیت، صداقت و هدایت درست انجام دهم، سهم من هم در این جهان محفوظ است.» این سؤال کمک می‌کند ذهن فقط مسئله را نبیند، بلکه مسیر تازه‌ای برای حرکت پیدا کند. این همان نقطه‌ای است که باور جدید، کم‌کم تبدیل به اقدام جدید می‌شود.

نکته خیلی مهم برای نوشتن کامنت: لطفاً پاسخ خودتان را واضح، صادقانه و مصداقی بنویسید. بهتر است جواب‌تان حداقل در چند خط باشد، نه فقط یک کلمه. اول آن کار مهمی را که انجام نمی‌دهید بنویسید، بعد احساسی را که نسبت به آن دارید، بعد باور پنهان پشت آن را، و در آخر، یک اقدام کوچک عملی را که می‌خواهید انجام دهید. اگر این چهار بخش را با دقت بنویسید، هم برای خودتان بسیار روشنگر خواهد بود و هم برای بقیه دوستانی که جواب‌ها را می‌خوانند، بسیار کمک‌کننده می‌شود. این فضا فقط بخش نظرات یک صفحه نیست؛ می‌تواند به یک کارگاه واقعیِ شناخت باورهای محدودکننده در کسب‌وکار تبدیل شود.

این لایو در عین حال مقدمه‌ای است برای یک دوره بسیار مهم که در حال آماده شدن است؛ دوره‌ای با محوریت ذهنیت و کسب‌وکار. دوره‌ای درباره اینکه کسب‌وکارهای موفق دقیقاً با چه نوع نگاه، چه نوع باور، چه نوع احساس، چه نوع تصمیم و چه نوع شخصیت درونی ساخته می‌شوند؛ و در مقابل، چه باورهایی باعث می‌شود یک بیزینس با وجود تلاش فراوان، درجا بزند، فرسوده شود یا اصلاً به ظرفیت واقعی خودش نرسد. در این مسیر قرار است درباره موضوعاتی مثل ترس از رشد، ترس از دیده شدن، ترس از فروش، ترس از قضاوت، ترس از ناشناخته‌ها، مقایسه، احساس عدم شایستگی، رابطه موفقیت با آسانی یا سختی، کنترل احساسات، نحوه فکر کردن یک صاحب کسب‌وکار موفق و ساختن باورهای درست برای گسترش بیزینس بسیار عمیق‌تر صحبت شود. خود استاد هم در این لایو به‌صراحت اشاره کردند که در حال آماده کردن دوره‌ای درباره «کسب‌وکار موفق»، «باورهای مناسب»، «نحوه تفکر» و «کنترل احساسات» هستند و این لایوها کمک می‌کند دقیق‌تر مشخص شود که چه موانعی در ذهن افراد وجود دارد تا در آن دوره به‌شکل کامل‌تر روی آن‌ها کار شود.

اگر شما هم احساس می‌کنید مدت‌هاست بعضی کارهای مهم را در بیزینس خودتان به تعویق می‌اندازید، اگر می‌بینید بین دانستن و انجام دادن فاصله افتاده، اگر حس می‌کنید یک جای کار در ذهن و باورتان گیر دارد، این مسیر دقیقاً برای شماست. این دوره قرار است به ریشه‌ها نزدیک شود. قرار است کمک کند انسان بفهمد چرا خودش را متوقف می‌کند، چرا مومنتومش را می‌شکند، چرا بعضی وقت‌ها درست نزدیکِ رشد، خرابکاری می‌کند، و چطور می‌تواند این الگوها را به‌تدریج عوض کند. پس اگر این موضوع برای شما مهم است، این فایل را با دقت ببینید، کامنت خودتان را با صداقت بنویسید و خودتان را برای آموزش‌های عمیق‌تر و کاربردی‌تر این مسیر آماده کنید.

فایل‌های این مطلب

ویدیو: دانلود فایل 365 / 62
دانلود ویدیو
صوت: دانلود فایل 60 / 62
دانلود صوت